مسجدهای ایران

مسجدهای ایران

مسجدهای ایران

 

مسجد؛ احتمالاً اولین تصویری که به ذهن می‌رسد، گنبد و مناره و کاشی‌های فیروزه‌ای است. جای درستی است. اما اگر فقط همین را ببینید، نصف ماجرا را ندیده‌اید. مسجد در ایران، فقط خانه خدایی نبوده که هفته‌ای یک بار برای نماز جمعه به آن سر بزنند. مسجد، قلب شهر بود. نه فقط از نظر مکانی (معمولاً در مرکز محله یا شهر)، که از نظر عملکردی: مدرسه بود، دادگاه بود، جای اعلان اخبار بود، پناهگاه بی‌پناهان بود، و گاهی هم جای شورش و اعتراض.

اولین مسجدها در ایران چندان شبیه آنچه امروز می‌بینیم نبودند. پس از ورود اسلام، مسلمانان در هر شهری که وارد می‌شدند، یک فضای باز را به عنوان مسجد در نظر می‌گرفتند. معمولاً همان حیاط بزرگترین خانه یا یک زمین خالی. به تدریج، با تثبیت اسلام و شکل‌گیری هویت ایرانی-اسلامی، مسجدها شکل مشخص‌تری پیدا کردند. ایوان، گنبد، مناره، محراب، منبر. اما نکته جالب این است که خیلی از این عناصر ریشه در معماری پیش از اسلام ایران داشتند. ایوان در کاخ‌های ساسانی بود. گنبد در آتشکده‌ها. مناره از نوعی برج راهنما در جاده‌ها اقتباس شد. معماری مسجد در ایران، یکباره از عربستان کپی نشد. یک فرآیند تدریجی بود، با مصالح بومی، ذائقه محلی، و نیازهای جدید.

حالا بیایید از یک مسجد تاریخی عبور کنیم، مثلاً مسجد جامع اصفهان. این مسجد را که می‌بینید، شبیه یک کارگاه درهم و برهم معماری است. و این درهم و برهمی، نقطه قوتش است. چون هر قرنی، هر حکومتی، چیزی به آن اضافه کرده. یک گوشه‌اش مربوط به سده دوم هجری، گوشه دیگر سده دهم، گوشه دیگر سده سیزدهم. سبک‌ها عوض شده، معمارها عوض شدهاند، ولی بنا یکپارچه مانده. این یعنی مسجد نه یک اثر یک هنرمند، که حاصل کار نسل‌هاست.

مسجدها معمولاً چند عنصر ثابت دارند. اول، حیاط مرکزی با حوضی در میان. آب برای وضو، اما نه فقط برای وضو. حوض، نور را منعکس می‌کند، صدا را نرم می‌کند، و در گرمای تابستان کمی هوا را خنک. دور حیاط، رواق‌هایی با ستون‌های بلند. این رواق‌ها سایه می‌اندازند و راهی برای دور زدن حیاط بدون تابش مستقیم آفتاب فراهم می‌کنند. در یک سوی حیاط (سمت قبله)، یک ایوان بزرگتر از بقیه. اسمش ایوان مقصوره یا ایوان جنوبی. آن طرفش، گنبدخانه. زیر گنبد، محراب. جای امام. این پیکربندی «چهار ایوانی» مخصوص ایران است. در مسجدهای عربی و ترکی و هندی این شکل را نمی‌بینید. چهار ایوان در چهار جهت، با حیاطی در میان. یک الگوی کاملاً ایرانی.

محراب را نگاه کنید. معمولاً عمیق‌ترین و تزئین‌شده‌ترین نقطه مسجد. در مسجدهای بزرگ، محراب از جنس مرمر یا کاشی معرق، با آیات قرآنی به خط ثلث یا کوفی. محراب جایگاه نمادین است، نه اینکه امام آنجا بنشیند (امام معمولاً چند قدم جلوتر می‌ایستد). محراب اشاره به همان جایگاهی دارد که پیامبر در مسجد مدینه نماز می‌خواند. ولی در معماری ایران، محراب به یک اثر هنری مستقل تبدیل شد. نمونه‌اش محراب اولجایتو در مسجد جامع اصفهان: گچبری‌هایی چنان ظریف که نفس‌ها را بند می‌آورد.

مناره اما داستان دیگری دارد. مناره برجی است بلند، معمولاً کنار ایوان اصلی. کاربرد اولیه‌اش اذان گفتن بود، صدای مؤذن را به دورترین نقطه محله برساند. اما خیلی زود، مناره تبدیل به نماد شد. شهرهایی که مسجدشان مناره بلندتری داشت، انگار برتری داشتند. در دوره سلجوقی و ایلخانی، مناره‌ها را آنقدر بلند می‌ساختند که گاهی بیست و سی متر ارتفاع داشتند. بعضی مناره‌ها را جدا از مسجد می‌ساختند، وسط یک میدان. مثل مناره‌های سنجار در عراق (که سبک ایرانی دارد) یا مناره مسجد ساوه. بعدها مناره‌ها به جفت شدند، دو مناره در دو سوی ایوان. این جفت‌شدگی، بیش از آنکه کاربردی باشد، جنبه تزئینی و نمادین داشت.

مسجد فقط عبادتگاه نبود. مدرسه‌های علوم دینی در دل مسجد بود (مثل نظامیه‌ها که بعدها مستقل شدند). بیت‌المال در مسجد نگهداری می‌شد. قاضی در مسجد می‌نشست و دعاوی مردم را می‌شنید. خبرهای مهم شهر را از بالای مناره اعلام می‌کردند (نقاره‌زنی). گاهی هم مسجد جای پناهندگی بود: اگر کسی به حرم مسجد پناه می‌برد، تا وقتی در آنجاست کسی حق نداشت دستگیرش کند. این استقلال مسجد از حکومت، گاهی دردسرساز می‌شد. در تاریخ ایران بارها پیش آمده که مردم از مسجد قیام کردند، علیه والی ستمگر یا مالیات‌های سنگین. مسجد جامع تبریز در جنبش مشروطه، مسجد گوهرشاد در اعتراضات دوران رضاشاه. مسجد فقط خانه خدا نبود، سنگر هم بود.

اما از کارکرد بگذریم به مصالح. مسجدها معمولاً با آجر ساخته می‌شدند، چون آجر در فلات مرکزی ایران فراوان بود و عایق حرارتی خوبی داشت. بعدها کاشی کاریِ هفت‌رنگ به نماها اضافه شد. کاشی‌های لاجوردی و فیروزه‌ای و طلایی. آفتاب که به آنها می‌خورد، مسجد مثل یک نگین می‌درخشید. گنبدها را دوپوسته می‌ساختند: پوسته داخلی برای استحکام و پوسته خارجی برای فرم و زیبایی. بین دو پوسته راهرویی بود برای رفت و آمد برای تعمیرات و همچنین عایق حرارتی. سقف گنبد از درون با نقوش هندسی و اسلیمی تزئین می‌شد، و در مرکز آن یک روزنه نور. این نور که از سوراخ گنبد می‌تابید، در طول روز روی محراب حرکت می‌کرد. معماران ایرانی زمان نماز ظهر را با همین نور اندازه می‌گرفتند.

بزرگترین مسجدهای ایران کدامند؟ مسجد شاه (امام) اصفهان، مسجد شیخ لطف‌الله، مسجد جامع یزد، مسجد کبود تبریز، مسجد گوهرشاد مشهد. هر کدام یک شاهکار. مسجد شیخ لطف‌الله را که نگاه کنی، هیچ صحن و حیاطی ندارد، یک راهروی پیچ‌درپیچ از سردر تا گنبدخانه. چون این مسجد برای حرمسرا ساخته شده بود و قرار نبود مردان عادی وارد شوند. یا مسجد کبود تبریز که همه‌اش کاشی لاجوردی است و به آتش‌کشیده شدن و بازسازی‌هایش داستان‌های تلخ و شیرین دارد.

امروز مسجدها وضع متفاوتی دارند. در شهرهای بزرگ، مسجدهای تاریخی بیشتر به موزه تبدیل شده‌اند تا جای عبادت. مردم محله برای نماز به مسجدهای تازه‌ساز می‌روند که اغلب از نظر معماری چیزی برای گفتن ندارند. در روستاها اما مسجدهای قدیمی هنوز گرم هستند. هنوز صدای اذان از مناره بلند می‌شود. هنوز پیرمردها بعد از نماز دور هم می‌نشینند و چای می‌خورند و از سیاست و محصول و عروسی بچه‌ها حرف می‌زنند.

مسجدها روایت اصلی‌ترین معماری ایران هستند. نه به خاطر گنبد و مناره و کاشی، که به خاطر اینکه در دل مردم بودند. تا بازار بود، حمام بود، کاروانسرا بود، اما مسجد همیشه چیز دیگری بود. جایی که آدم می‌رفت سکوت کند، دعا کند، گریه کند، یا گاهی داد بزند. معماری که جای پای همه طبقات را روی سنگ‌هایش دارد: از شاه تا گدا. شاید به همین سادگی بتوان گفت: مسجد، خلاصه ایران است.

 

نام مسجدهای ایران
کشور ایران

ش ی د س چ پ ج

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی یکی از سازمان‌های وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که در سال 1374 ه.ش (1995 میلادی) تأسیس شده است.[بیشتر]

متن خود را وارد کرده و Enter را فشار دهید

تغییر اندازه فونت:

تغییر فاصله کلمات:

تغییر ارتفاع خط:

نوع ماوس را تغییر دهید: