
سیاهبازی، بیان دردهای جامعه در نمایشی کمدی
سیاهبازی، بیان دردهای جامعه در نمایشی کمدی
«سیاهبازی» که گاهی «نمایش تخت حوضی» شاخهای از نمایشهای سنتی ایرانی است که برای ایجاد شادی و سرگرمی ابداع شد و گسترش پیدا کرد. این نوع نمایش با رقص و آواز و موسیقی توام است. به اذعان کارشناسان و مورخان هنر ایرانی، «بقالبازی»، «کچلکبازی» و «سیاهبازی»، هر سه ریشهای مشترک دارند که امروز تنها «سیاهبازی» که نسبت به دو دیگری متاخرتر است، به حیات خود ادامه میدهد. در نمایش سیاهبازی، همان طور که از نام آن بر میآید، شخصیت محوری «سیاه» است و با گفتن دیالوگها یا نمایش حرکاتی، تماشاچیان را به خنده وا میدارد. البته سیاهبازی را میتوان جزئی از نمایش تختهحوضی به شمار آورد. در واقع تختهحوض محلی است که بازیگران روی آن حضور مییابند و به اجرای نمایشهای خندهآور مشغول میشوند، خواه به سیاهبازی اقدام کنند یا بدون چنین پیشزمینهای به اجرا بپردازند.
تاریخچه سیاهبازی
پس از افول اجرای نمایشهای کمدی در ایران که به «بقالبازی» مشهور بود، سیاهبازی رشد پیدا کرد. در نمایشهایی که اواخر حکومت قاجاریه (اواخر قرن نوزدهم) اجرا میشد، نخستین نمونههای سیاهبازی مشاهده شده است. در حدود 100 سال پیش، این نمایشها معمولا در جشنهای عروسی به اجرا در میآمد و دستههای نمایش تقلید در خانهها حضور مییافتند. از آن جا که خانههای قدیمی غالبا حیاطی بزرگ داشتند، مراسم را در آن جا برپا میکردند. به سبک معماری سنتی ایرانی، در میانه حیاط خانهها حوضی وجود داشت که بهترین گزینه برای تبدیل به سن اجرای نمایش بود. بنابراین در زمان برپایی مراسم عروسی، میزبانان روی حوض را با الوار میپوشاندند تا بازیگران بتوانند از آن برای اجرا استفاده کنند و تماشاگران دور تا دور آنها به نظاره بنشینند. این گونه اجراها به تدریج به همین مناسبت به «تخت حوضی» یا «روحوضی» معروف شد. در زمان قدیمی که پشت بامهای خانههای ایرانی به هم راه داشت، حتی پشت بامهای خانههای اطراف نیز برای دیدن این نمایش مملو از جمعیت میشد. نمایشهای تخت حوضی به تدریج مورد توجه اعیان قاجاری قرار گرفت و آنها اولا به خاطر اوقات فراغت زیاد و ثانیا به دلیل موقعیت اقتصادی مناسب، گروههای نمایش تخت حوضی را برای اجرای برنامه دعوت میکردند و بدین شکل به رشد بیشتر این هنر دامن میزدند... امروز دیگر «تخت حوض» وجود ندارد ولی نمایش تخت حوضی به عنوان شیوهای از نمایش صحنهای رواج دارد و به اجرا در میآید.
ویژگیها و مضامین سیاهبازی
در این نمایش به جز سیاه که «مبارک» نیز نامیده میشد، یک «حاجی» یا «حاکم» هم حضور داشت که ارباب سیاه شمرده میشد. سیاه نمونهای از افراد فرودست بود و حاکم نمادی از طبقه استثمارگر و متمول. سیاه در گفتگوهایی که با حاکم و شخصیتهای دیگر ایجاد میشود، به شکلی رندانه حاکم را به سخره میگیرد و بدین شکل تماشاچیان را میخنداند. همین بازی رندانه سیاه اصطلاح «سیاهبازی» را در میان مردم ایران برای اشاره به کسی که در پی فریب دادن دیگران است و خود را به تجاهل و نادانی میزند، جا انداخت. داستان و عمده گفتگوهای سیاهبازی بر اساس بداهه صورت میگیرد. حتی اشعاری هم که با استفاده از ادوات موسیقی به شکل فردی یا جمعی اجرا میشود، عمدتا بداهه است. نمایشهای سیاهبازی عمدتا با پایانی خوش و نتیجهگیری اخلاقی همراه میشود.
بازیگر نقش سیاه که بار اصلی نمایش بر دوش اوست، نوعی منتقد اجتماعی به شمار میرود. در دوران پهلوی خفقان حاکم بر جامعه ایجاب میکرد که حرف مردم به صورت طنز و کنایه و در قالب نمایش بیان شود، از این رو سیاهبازی محملی برای بیان حرفهای مگو شده بود. چون سیاه همه حرفهایش را به شوخی میگفت و شخصیتی گیچ و لوده بود که شاید از دید مردم چندان خردمند به نظر نرسد، برای بیان واقعیتها آزادی بیشتری داشت. سیاهها گاهی به قدری در بیان سخنان خود جسارت به خرج میدادند که پیش از اجرا، از آنان خواهش میکردند زیاد به مسائل اجتماعی و سیاسی کاری نداشته باشند! این ویژگی سیاه را به یک شخصیت محبوب در بین مردم تبدیل کرده بود، زیرا از یک طرف ترسی در او راه نداشت و حرفهایش را با جسارت تمام بیان میکرد و از دیگر سو، درد مردم را بازگو میکرد؛ آن هم دردهایی را که نمیشد هر جایی گفت!
نام | سیاهبازی، بیان دردهای جامعه در نمایشی کمدی |
کشور | ایران |
نوع | ملی |
ثبت | بدون ثبت |
Choose blindless
کوری سرخ کوری سبز کوری آبی قرمز به سختی دیده می شود سبز به سختی دیده می شود آبی به سختی دیده می شود تک رنگ تک رنگ خاصتغییر اندازه فونت:
تغییر فاصله کلمات:
تغییر ارتفاع خط:
نوع ماوس را تغییر دهید: